تبلیغات
:.: ________ I'm DeaD ________ :.:

 از زمانی كه همهء روابط خودم را با دیگران بریده ام ، میخواهم خودم را بهتر بشناسم  

(( صادق هدایت ))

:.: زندگی را نمیشود تحمل کرد مگر کمی دیوانگی چاشنی آن باشد ? :.: •



 

 

 


 ¬¬¬¬¬¬¬¬¬>>>

برای من و ادامه زندگی چیز خاصی لازم نیست ، 

یك اطاق كوچك تعدادی كتاب كمی طناب و یك 

دوست خوب خوب خوب خوب كه 

چهارپایه را از زیر پایم بكشد......


-----------------------------------------------------
پ ن : طناب رو به كجا ببندم؟؟ 
سقف خیلی بلنده چند تا كتاب زیر پام بذارم؟؟؟
::..:: سروش ::..::

 


نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 18 خرداد 1397 و ساعت 20:24 [+] | نظرات ()

 

دگر فریادها در سینه تنگم نمیگنجد
دگر جز خون غم پرور به رگهایم نمی جوشد
دگر سیگار و بنگ آرامم نمی بخشد


مرا تنها چنین طردم نسازید
مرا با قایقی از غم به سوی ساحل حسرت نرانید
دلی پر از شراب آرزو دارم
زدست دل هزاران گفت و گو دارم
دلم خواهد که با آوای رعد آسا
زنم فریاد و برگویم 
خ... هیچ است
خ... پوچ است
خدای من همه اوهام و حشیش و بنگ می باشد
من اینک ناله نی را خدا دانم
من این پیمانه می را خدا دارم
شما ای مدعیانی که می گویید خدایی هست
برای او صفتهای توانایی و بینایی و سامع را روا دارید
بگوییدم بفهمم من
چرا کور و کر و لال است؟
چرا اشک یتیمان را نمی بیند
و یا پیر گشته
طاقت و صبرش کنون از دست رفته
واه
زبانم لال
چشمم کور
 


عجب بی پرده امشب من سخن گفتم
خداوندا اگر 
گناهی از من مستانه سر زد 
ببخشایم
ببخشایم
ولی نه
چرا من رو سیه باشم؟
چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازند؟
می ای سازنده در ساغر 
صدای ساز رامشگر
گنهکارم که انسانم
گنهکارم که انسانم......

------------------------------------------

پ ن : میخوام این آخر سری ها عوض شم ُ از مدل موهام شروع کردم!!!!

::..:: سروش ::..::

 


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در یکشنبه 19 فروردین 1397 و ساعت 20:08 [+] | نظرات ()
چه نقاش ماهریست فکر و خیال وقتی دانه دانه موهایت را سفید میکند...

وقتی از همه بریدی . چیزی برا از دست دادن نداری .،  ... باید چکار کرد ... 

باید درد دلتو به کی بگی . باید باید باید...

فقط دلم میخواد یه چند سالی بخوابم و نباشم ............................

دلم سخت گرفته در این مهمانخانه مهمان کش روزش تاریک باد.

::..:: سروش ::..::



نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 22 آذر 1396 و ساعت 17:02 [+] | نظرات ()
فراموشی......... 


       توولدم را تسلیت هم نگفتند...




چقدر سخت است کسی که همه زندگیته فراموشت کنه..... 
10.03.88


نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 16 آذر 1396 و ساعت 08:12 [+] | نظرات ()
شاید.... ......................مجبورش کردن...............................

شاید .......................... عاشق نبود.................................. 

شاید........................... راه دیگه ای نداشت...................... 

شاید............................ نمیدونم................................ 



خیلی شاید های دیگه تو ذهنم میگذره و جوابی براشون ندارم
نمیدونم چه گناهی کردم که دارم تاوان میدم ......... 
مغزم داره میترکه  چکار باید کنم خدا....... 
::.:: سروش ::.:



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 15 بهمن 1395 و ساعت 16:50 [+] | نظرات ()
درد همیشه تو زندگی هس ولی عشق فقط یه بار تو زندگی ادم میاد

نفسم نفـــــــس غریبـــــــه هـــــــا شــــــــد

نفس پــــــــــــر

3uRu6


نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 22 بهمن 1394 و ساعت 13:32 [+] | نظرات ()
مرگ تدریجی یه انسان... 

چه حس بدیه وقتی تو پادگان مثه یه زندانی شدی و 
عشقتو به زور سر سفره عقد نشوندن ... 

اخ خدا نمیدونم چکار کنم مغزم داره میترکه................ 


زندگیه نحسی شده برام که دیگه نمیخوام زنده باشم... 
::.:: سروش ::..::

3uRu6



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 9 مرداد 1394 و ساعت 13:23 [+] | نظرات ()
سال نو مبارک. 


یه ساله دیگه به عمرمون اضافه شده


سال خوبی رو ارزو مسکنم برای همه مردم ایران زمین


باشه که قدر همو بدونیم
::..::سروش::..::
هزار و سیصد و نود و چهار


نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 1 فروردین 1394 و ساعت 02:45 [+] | نظرات ()

صدوپنجاه روز دیگه مونده تا خدمت سربازیم تموم بشه. 



دوسال از نوجوانیمو خیلی ساده و الکی داخل پادگان هدر دادم ولی دوستای خوبی پیدا کردم که از برادر بهم نزدیک ترند. 



کردستان... لشکر بیست و هشت زرهی سنندج
::..::سروش::..::




نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 23 بهمن 1393 و ساعت 13:25 [+] | نظرات ()
       ×××××ס¡¡¡¡¡¡××××××


      ســــــــــــــــــــــــربـــازی

   تا اطلاع ثانویه ........... 


       ××××××!!!!!!!! ××××××
ت اعزام... ۰۱/۰۸/۱۳۹۲
::.:: سروش ::..::


نوشته شده توسط SorousH MetaL در یکشنبه 28 مهر 1392 و ساعت 00:46 [+] | نظرات ()
ســروش جوانیست لاغر اندام كه به طرز احمقانه ای نسبت به اشیاء و افراد اطرافش مشكوك است ،او پس از گذراندن یك دوره لاشخور بودن می كوشد تا همچون
شخص ثالث به دنیای انسان ها باز گردد ،
او از همیشه زخمی تر است و سعی دارد با درد خود جان تازه ای به زخم قلم بدهد
او در دنیای كوچك خود آرام با غصه هایش تنها میرود . فانوسی خاموش همراه شبهای اوست ، فانوس هم آرام و یواش
مثـل او جــان میدهد.
 ســروش نمی داند كه آیا بی گناه است یا گناهكار .با این همه دلش می خواهد زندگی كند .
 

 

قالب های میهن بلاگ
تخفیف ویژه برای این هفته (-)
فیلتر شکن -> پروکسی لیست (-)
تخفیف ویژه برای این هفته (-)
کریستیانو رونالدو (-)
آموزش وردپرس (-)
دانلود اهنگ جدید (-)
قالب وردپرس (-)
کسب درآمد آسون از اینترنت (-)
***~هفت گنج~*** (-)
شارژ مستقیم (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
گیرنده دیجیتال تلویزیون (کامپیوتر و لپ تاپ) DVB-T (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
مجموعه جدید نرم افزار و بازی اندروید 2013 (-)
چیز دانلود | بزرگترین مرجع دانلود فارسی زبانان (-)
جامعه مجازی گپر (-)
ایرنا شاپینگ (-)
پروژه های دانشجویی Tinoj.Com (-)
$سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت$ (-)
خرید شارژ (-)
آرشیو لینكدونی

  Emperor Lucifer, Master and Prince of Rebellious Spirits, fallen from grace...Oh, prideful Morningstar, thou who defy the rising of the light... to thee I swear obedience.Father of sin, my life is thine.

  ســـروش متـــال

  نفرین بر آنانکه که مطلبی از این سرزمین تاریک بی هیچ نشانی در قلمروی خویش آورند 

 

 

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by Soroush Metal
 

SorousH MetaL

I'M DeaD
 


خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز کنم و همه این تودهء نرم خاکستری پیچ پیچ کله خود را درآورده و بیندازم جلو سگ!

(صادق هدایت)