تبلیغات
:.: ________ I'm DeaD ________ :.:

 از زمانی كه همهء روابط خودم را با دیگران بریده ام ، میخواهم خودم را بهتر بشناسم  

(( صادق هدایت ))

:.: زندگی را نمیشود تحمل کرد مگر کمی دیوانگی چاشنی آن باشد ? :.: •



 

 

 

 

دوباره دقیقه‌ها رو كند و آهسته می‌بینم

دوباره چشم خدارو رو خودم بسته می‌بینم

 

تا دلم آروم بگیره  سر به كوچه‌ها می‌زارم

رو به آدما می‌خندم تو سیاهی‌ها میبارم

 

توی یك جاده برفی پیِ انتها می‌گردم

توی این رویایی آبی هنوزم اسیر دردم

 

آخه دنیا تو چشام رنگش  باخته

آخه یك جنس غریبه آسمون منو ساخته

 

برده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم

انگار آهنگی نداره بی‌تو این قلب شكستم

 

از سپیده تا سپیده آسمون ابری و تاره

مثل بغض سینه من شوق باریدن نداره

 

بوی بارون می‌ده حرفات، اشكِ چشمام بی‌قراره

عشق من سوز زمستون، عشق تو شور بهاره

------------------------------------

پ.ن :  متن از هادی پاکزاد


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 22 بهمن 1389 و ساعت 01:30 [+] | نظرات ()

 

با اولین قطار به دورترین شهر خواهم رفت



نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 20 آبان 1389 و ساعت 01:29 [+] | نظرات ()

 

دلم ......

آرامش

سكوت

تنهایی

قهوه و سیگار

مرخصی

استراحت

یه جای ساكت و آروم مثل بیمارستانهای روانی تو تپه های سرسبز میخواد

دلم......

 دنیایی بدون وهم تحصیلات و رتبه

بدون تجملات و كلاس ملاس میخواد

دلم......

جامعه ای  بدون نارفیق

 پر از رفیقای دوران بچگی

اون صداقتای بچه گونه رو میخواد

دلم......

یه دنیای دیگه

شاید دنیای ساكت و پر از خلصه مرتاضای هندی

و

شایدم دنیای به ظاهر ساكت و پر از ناگفته های گورستان رو میخواد



نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 12 آبان 1389 و ساعت 01:28 [+] | نظرات ()

 

من خنثی ترین نقطه بر روی زمینم



نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 10 مهر 1389 و ساعت 01:27 [+] | نظرات ()

 

داری راه می ری تو یه جای سرد.....فکر می کنی ؟شایدم نه....

  داری می خونی...کسی نمی شنوه...فراموش شدی؟شایدم نه...

  داری جیغ می زنی گریه می کنی...کسی نگاتم نمی کنه...

 اینو یادت رفته عزیزم بذار بهت بگم....

خیلی وقته مردی....

----------------------------------------------

کافکا:هیچ مردمی مانند کسانی که در ژرفترین دوزخ زندگی می کنند با چنین صداهای صافی آواز نمی خوانند .چیزی که ما آواز فرشتگان می انگاریم آواز آنان است......



نوشته شده توسط SorousH MetaL در سه شنبه 23 شهریور 1389 و ساعت 01:25 [+] | نظرات ()

 

خدایا ! مرا پاکدامن و رستگار گردان

ولی حالا نه!



نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 6 خرداد 1389 و ساعت 01:24 [+] | نظرات ()

 

خوش دارم هوشیار باشم
      نه به بانگی بیگانه
خدا را می ستایم که دنیا را آفرید >به احمق ترین شکل ممکن<
از اینروست که من هم راهم را به کج ترین شکل ممکن میروم

خلاصه

آن فرزانه ترین می آغازدش
دیوانه پایانش میدهد



نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 و ساعت 01:21 [+] | نظرات ()

 

یه مرد تنها بدون هیچکس             داره می خونه تا آخرین نفس

جونی نداره واسه ادامه                لحظه مرگش تو قصه هامه

راهی نداره برای رفتن                تنها گریزشه تنها نشسته

اون مرد تنها غرقه تو رویا            نداره امیدی به امروز و فردا

یه فانوس خاموش همراه شباش        اونم داره میمیره آروم و یواش

تو تاریکی دنیاش تنها میره            یه روز هم با غماش تنها میمیره

واسه سردی وجود تو, اون            یه دریا غم تو چشاش نشسته

درداشو میخواد داد بزنه               ولی حالا یه کوه غم لباشو بسته

آره اون مرد تنها  داره واست میخونه 

                                     درداشو به تو میگه اگر چه میدونه

حتی تو خوابم اونو                   کسی خندون ندیده

اون مرد تنها منم                     زخمی تر از همیشه  

              درختی تنها و خشک  بی میوه و بی ریشه 

-------------------------------------------------------

پ ن : یه سال دیگم به عمر پر از کثافتم اضافه شد البته دو روز پیش!



نوشته شده توسط SorousH MetaL در سه شنبه 3 فروردین 1389 و ساعت 01:18 [+] | نظرات ()

 

اما از کجا باید آغاز کرد؟

دنیا که چنین گسترده است

از سرزمینی آغاز خواهم کرد

که بهتر از همه می شناسم

اما سرزمین من نیز بسیار پهناور است

بهتر است از شهرم شروع کنم

اما شهرم نیز وسیع است

بهتر است از خیابانم آغاز کنم

نه ، از خانه ام

نه ، از خانواده ام

نه، از خودم ، از خود نفرت انگیزم ، خود پوچم ، از خود مرده ام

آغاز خواهم کرد

-------------------------------------------

پ ن : سال 7029 میترایی آریایی، 3745 زرتشتی، 2566 شاهنشاهی و 1386 خورشیدی مبارکتون باشه!!


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 23 دی 1388 و ساعت 01:14 [+] | نظرات ()

 

دلم بد جور واسه كودكیم تنگ شده.....
روحت شاد فرهاد كه میگفتی
 <<بوی عیدی    بوی توپ    بوی كاغذ رنگی    بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو  >>
 دلم هوای سال تحویل خونه ی مادربزگ رو كرده اما حیف دیگه نه مادربزگی هست نه اون خونه قدیمی نه حس عید و خوشگذرونی تو وجود من......
حالا دبگه یه پیر با تجربه ام منتظر به آخر...با این تفاوت كه اول رو با نام خدا شروع كردم ولی آخر رو با هیچ نامی به پایان میبرم...
85 هم مثل بقیه سالها اومد رفت....
شما هم بیاید و برید
شما هم دفتر مشق من رو خط خطی كنید ...اصلا پاره كنید
دفتر مشق من هنوز هم برگای خالی و سفید داره....

درپناه آگای و تاریكی بدرود


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 7 آذر 1388 و ساعت 01:13 [+] | نظرات ()

 

برای من و ادامه زندگی چیز خاصی لازم نیست ، یك اطاق كوچك تعدادی كتاب كمی طناب و یك دوست خوب خوب خوب خوب كه چهارپایه را از زیر پایم بكشد......

-----------------------------------------------------
پ ن : طناب رو به كجا ببندم؟؟ سقف خیلی بلنده چند تا كتاب زیر پام بذارم؟؟؟
آهنگ فاحشه خانه رو هم تا چند روز دیگه ضبط میکنم براتون میزارم!!!


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در سه شنبه 26 آبان 1388 و ساعت 01:12 [+] | نظرات ()

 

دگر فریادها در سینه تنگم نمیگنجد
دگر جز خون غم پرور به رگهایم نمی جوشد
دگر سیگار و بنگ آرامم نمی بخشد


مرا تنها چنین طردم نسازید
مرا با قایقی از غم به سوی ساحل حسرت نرانید
دلی پر از شراب آرزو دارم
زدست دل هزاران گفت و گو دارم
دلم خواهد که با آوای رعد آسا
زنم فریاد و برگویم
خ... هیچ است
خ... پوچ است
خدای من همه اوهام و حشیش و بنگ می باشد
من اینک ناله نی را خدا دانم
من این پیمانه می را خدا دارم
شما ای مدعیانی که می گویید خدایی هست
برای او صفتهای توانایی و بینایی و سامع را روا دارید
بگوییدم بفهمم من
چرا کور و کر و لال است؟
چرا اشک یتیمان را نمی بیند
و یا پیر گشته
طاقت و صبرش کنون از دست رفته
واه
زبانم لال
چشمم کور


عجب بی پرده امشب من سخن گفتم
خداوندا اگر
گناهی از من مستانه سر زد
ببخشایم
ببخشایم
ولی نه
چرا من رو سیه باشم؟
چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازند؟
می ای سازنده در ساغر
صدای ساز رامشگر
گنهکارم که انسانم
گنهکارم که انسانم......

------------------------------------------

پ ن : میخوام این آخر سری ها عوض شم ُ از مدل موهام شروع کردم!!!!

 


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 14 شهریور 1388 و ساعت 01:10 [+] | نظرات ()

 

تماشا کن ساخته شد داستانی غم انگیز و حال گوش کن

کودکیم در جاده ای سپید جا ماند

او کنار گوری عمیق نشست و عمق گور را تماشا می کرد

آری او پسری تنها بود

مرد تمام رنج ها و غم ها

رویاهایش درون گور مدفون شده بودند و او برای آنها می گرسیت

و تماشا می کرد سرنوشتی را که او را در خود نابود میکرد

من هنوز اینجام در دشت افسوس با نفسهایی که بوی مرگ میدهد

مرد تنها کنار گور رویاهایش نشست و تا صبح گریست

من اکنون تنها به دنبال کودکیم میگردم

آره منم اون مرد تنها زخمی تر از همیشه درختی تنها و خشک بی میوه و بی ریشه

مرد تمام رنج ها و غمها که با خودش کوله باری از سکوت و غم از ناکجاآباد می آروم

من اکنون تنها به دنبال کودکیم میگردم



نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 1 مرداد 1388 و ساعت 01:16 [+] | نظرات ()

 


میگویند از این خانه به بعد خیالتان راحت باشد!

راهتان به هیچ خواب خوشی نخواهد رسید!!


(راهتان را بروید ما از این مزخرفات مکرر زیاد شنیده ایم)


شب از هفت و نیم غروب و

آدمی از یک پرسش ساده آغاز میشود

روز از پنج و نیم صبح و

زندگی از یک پرسش دشوار


صبحت به خیر ! شب زنده دار سیگار و دغدغه!!

لطفا اگر مشکلات جهان را به جای درستی از دانایی رسانده ای

برو بخواب!

آدمی از بیم فراموشی است که جهان را

به خواب آسان ترین اسامی خسته میخواند!

در ضمن با توام

از این خانه به بعد هم خیالمان راحت است

--------------------------------------------------

پ ن : بعد از ما کسانی می آیند که باردار روزهای نابهنگام بسیاریخواند بود


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 4 اردیبهشت 1388 و ساعت 01:08 [+] | نظرات ()


میگویند از این خانه به بعد خیالتان راحت باشد!

راهتان به هیچ خواب خوشی نخواهد رسید!!


(راهتان را بروید ما از این مزخرفات مکرر زیاد شنیده ایم)


شب از هفت و نیم غروب و

آدمی از یک پرسش ساده آغاز میشود

روز از پنج و نیم صبح و

زندگی از یک پرسش دشوار


صبحت به خیر ! شب زنده دار سیگار و دغدغه!!

لطفا اگر مشکلات جهان را به جای درستی از دانایی رسانده ای

برو بخواب!

آدمی از بیم فراموشی است که جهان را

به خواب آسان ترین اسامی خسته میخواند!

در ضمن با توام

از این خانه به بعد هم خیالمان راحت است

--------------------------------------------------

پ ن : بعد از ما کسانی می آیند که باردار روزهای نابهنگام بسیاریخواند بود


 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 9 اسفند 1387 و ساعت 01:05 [+] | نظرات ()

3 سال قبل

پدر: چرا بوی سیگار میدی؟

پسر: تو تاکسی یه نفر بغلم سیگار میکشید

2سا قبل

پدر:  اینا چیه تو جیبت؟؟! مگه  سیگار میکشی؟

یه هفته قبل

پدر: لبات خیلی سیاه شده !! مث اینکه زیاد سیگار میکشی!!!

پسر: الترا لبارو سیاه نمیکنه جیگر!!

6ماه دیگه

پدر: آتیش داری؟!!

1سال دیگه

پدر:یه نخم بده به ما حال کنیم!

2 سال دیگه

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پ ن : حیوونی پدر و مادرهای آدمای امثال من

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در پنجشنبه 17 بهمن 1387 و ساعت 01:02 [+] | نظرات ()

 

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید. به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند. عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم. كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید! كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید. گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند. از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم. به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم. چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد..........



نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 25 آبان 1387 و ساعت 00:58 [+] | نظرات ()

 و خدا مرا آفرید
 او گفت ایمان بیاور

ایمان آوردم

  و خدا از ایمان من ترسید

او مرا ترد کرد

  و من همچان ایمان دارم

زیرا

شیطان هنوز امیدوار است



نوشته شده توسط SorousH MetaL در جمعه 17 خرداد 1387 و ساعت 00:39 [+] | نظرات ()

تا قبل از این که آقای الف.نون به قدرت برسن ملت فقط میگفتن مرگ بر امریکا مرگ بر اسرائیل.ولی حالا انگلیس - دانمارك - ایتالیا - نروژ و ..... به این لیست اضافه شدن! فكر كنم همین جوری پیش بره تا چند وقت دیگه ملت میگن مرگ بر همه به غیر از دو سه تا......

                               ----------------------------------------------------------------

پی نوشت : اون دوسه تا همین لبنان و سوریه و فلسطین هستن كه از صدقه سری اینا دارن نون میخورن...نمونه بارزش انتخابات فلسطین چند روز قبل . دیدین كه كیا به قدرت رسیدن . حماسیها ! حماسیها كین ؟ جواب : ..............



نوشته شده توسط SorousH MetaL در یکشنبه 25 فروردین 1387 و ساعت 23:54 [+] | نظرات ()

 

میدونم تا وقتی هستم همه با من بیگانه اند.کسی نه شاخه گلی برام میاره نه کسی هست که باهام بخنده و نه کسی هست که به حال و روزم گریه کنه!
اما !
اما وقتی بمیرم
همه سیاه میپوشن و برای رفتن گریه میکنن !

نمیدونم ؟! شاید تنها جرم من نفس کشیدن باشه ! که از زندگی فقط همین یک چیز رو فهمیدم

 



نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 1 اسفند 1386 و ساعت 00:11 [+] | نظرات ()

یه سیگار با اینکه میدونه آخر زیر پا له میشه تا آخر باهات میسوزه



نوشته شده توسط SorousH MetaL در دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 و ساعت 23:40 [+] | نظرات ()
چهار نفر بودند. اسمشان این ها بود:‌ همه کس، یک کسی، هرکسی، هیچ کس.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند. هرکسی  می توانست این کار را بکند،‌ اما هیچ کس این کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد، چرا که این کار، کار همه کس بود، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را  نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد  که هرکسی یک کسی  را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.
شما کدومشون هستین؟!....تا حالا فکر کردین؟


نوشته شده توسط SorousH MetaL در چهارشنبه 1 فروردین 1386 و ساعت 23:32 [+] | نظرات ()
آقای دکتر احمدی نژاد :
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سین سفره مان ایمان ندارد بعد از آن تصمیم کبری ابر ها هم یا سیل می بارد و یا باران ندارد بابا انار و سیب و نان را می نویسد حتی برای خواندنش دندان ندارد انگار بابا همکلاس اولی هست هی می نویسد این ندارد آن ندارد بنویس کی آن مرد در باران میاید این انتظار خیسمان پایان ندارد ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد .


نوشته شده توسط SorousH MetaL در شنبه 25 آذر 1385 و ساعت 23:30 [+] | نظرات ()

This is War
I Lie Wounded on Wintery Ground
With Hundred of Corpses around
Many Wounded Crawl Helplessly around
On the Blood Red Snowy Ground
War
Cries of the (ha, ha) Suffering Sound
Cries for Help to All Their Dead Moms
War
Many Hours of Music
Many Drops of Blood
Many Shiverings and Now I Am Dead
And Still We Must Never Give up
War



نوشته شده توسط SorousH MetaL در یکشنبه 22 مرداد 1385 و ساعت 23:27 [+] | نظرات ()

۱.همیشه آزاد باش

۲.همیشه یک نژاد برتر اون هم نژاد سفید وآریای هستش که همیشه برتره

۳.متکی به کسی یا چیزی نباش

۴.به کسی اعتماد نکن

۵.از کسی که بدت می اد ازبین ببرش

۶.اشغال گران را از حریم خودت دورکن

۷.کسانی که برای تو مشکل درست میکنن ازبین ببرشون



نوشته شده توسط SorousH MetaL در سه شنبه 12 اردیبهشت 1385 و ساعت 23:25 [+] | نظرات ()
ســروش جوانیست لاغر اندام كه به طرز احمقانه ای نسبت به اشیاء و افراد اطرافش مشكوك است ،او پس از گذراندن یك دوره لاشخور بودن می كوشد تا همچون
شخص ثالث به دنیای انسان ها باز گردد ،
او از همیشه زخمی تر است و سعی دارد با درد خود جان تازه ای به زخم قلم بدهد
او در دنیای كوچك خود آرام با غصه هایش تنها میرود . فانوسی خاموش همراه شبهای اوست ، فانوس هم آرام و یواش
مثـل او جــان میدهد.
 ســروش نمی داند كه آیا بی گناه است یا گناهكار .با این همه دلش می خواهد زندگی كند .
 

 

قالب های میهن بلاگ
کسب درآمد آسون از اینترنت (-)
***~هفت گنج~*** (-)
شارژ مستقیم (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
گیرنده دیجیتال تلویزیون (کامپیوتر و لپ تاپ) DVB-T (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
مجموعه جدید نرم افزار و بازی اندروید 2013 (-)
چیز دانلود | بزرگترین مرجع دانلود فارسی زبانان (-)
جامعه مجازی گپر (-)
ایرنا شاپینگ (-)
پروژه های دانشجویی Tinoj.Com (-)
$سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت$ (-)
خرید شارژ (-)
$سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت$ (-)
خرید پستی (-)
آگهی رایگان | تبلیغات اینترنتی (-)
سایتی پر از شکلک برای وبلاگ شما (-)
پول درآوردن واقعی (-)
آرشیو لینكدونی

  Emperor Lucifer, Master and Prince of Rebellious Spirits, fallen from grace...Oh, prideful Morningstar, thou who defy the rising of the light... to thee I swear obedience.Father of sin, my life is thine.

  ســـروش متـــال

  نفرین بر آنانکه که مطلبی از این سرزمین تاریک بی هیچ نشانی در قلمروی خویش آورند 

 

 

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by Soroush Metal
 

SorousH MetaL

I'M DeaD
 


خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز کنم و همه این تودهء نرم خاکستری پیچ پیچ کله خود را درآورده و بیندازم جلو سگ!

(صادق هدایت)