تبلیغات
:.: ________ I'm DeaD ________ :.: - مطالب خرداد 1391

 از زمانی كه همهء روابط خودم را با دیگران بریده ام ، میخواهم خودم را بهتر بشناسم  

(( صادق هدایت ))

:.: زندگی را نمیشود تحمل کرد مگر کمی دیوانگی چاشنی آن باشد ? :.: •



 

 

 

:.: خلاء های فکری دوار  :.:

چشمهایتان را ببندید، تا در تاریکی ذهن خود، هزارتویی از کلافهای پیچیده شده،
آغشته به (من) مشاهده کنید. تارهای تنیده شده از رویاهای محکوم به فنا، در گوشه
سقف خودآگاه من،سوسکهای له شده ای در کف کفش شما هنوز در حال دست و پا زدن
هستند،عشقهای نا خودآگاه من،عربده های فلسفی یک کولی را کسی درک نمیکند.
همچنان با چشمهای بسته بخوانید، تیتر اول روزنامه ی جنون هست: ذهنهای خسته تان را به چیزی در گیر نکنید،با ناچیز در آمیزید.برای ضجه های خفه شده انسان عاصی
کمی خنده،برای انسان آکنده از خواستن خویش مقداری گریستن کافی است.
شاید بزرگترین بدشانسی ما، بودن در این دایره هستی است، جایی که تردید یگانه
مفهومی است که کامل درک شده... وجود، کلمه ای پر از تنفر،پر از تعفن،پراز
کثافت و پراز ملال و رنجش بی ثمر است.حسرت یک آرزو برای (من) لعنتی:اما خلاصی از این دایره محال است،محال است که حادثه نباشد،محال است که حسرت و اندوه نباشد،محال است که دلهره ندانستن ما تمامی داشته باشد،محال است از بوی تعفن لباس چرک آلود تن خلاصی داشت،محال است …محال... کودکی،کودکی دنیای معجزه و عجایب است:مثل این است که آفرینش،نورانی،از شب سر برآورده است،نوی نو و تازه ی تازه و عجیب عجیب.از لحظه ای که چیز ها دیگر عجیب نیستند،دیگر کودکی وجود ندارد.وقتی که به وجود عادت کرده اید،بزرگ سال می شوید.دنیای پریان،اعجاز تازه،ابتذال،کلیشه می شود.بهشت واقعا همین هست،دنیای نخستین روز.رانده شدن از کودکی،رانده شدگی از بهشت است.بزرگ سال بودن...!!!می دانید همه تنها هستند،همه.کافی ست درون خسته شان را دریابی.همین...

برخی نقش هایی را كه دوست می داریم آن قدر در برابر دیگران به نمایش می گذاریم و در درون خودمان هم بازی می كنیم،كه به گواهی دروغین آنها آسان تر گوش می دهیم تا به گواهی واقعیتی كه كمابیش یكسره از یاد برده ایم. عینیت همخوان بودن با ذهنیت خاص خود است،یعنی دروغ نگفتن است،یعنی به خود دروغ نگفتن است.

اما نه،اما نه،می خواهم باز هم زندگی کنم.همچنان زندگی کنم.اجتماع زندگان را می خواهم.خلاصه،می خواهم هم باشم و هم بمیرم.مرده زنده بودن.مثل همه مردم...

باید با این وضع ساخت،دلیل خود را پیدا کرد.یا عقل خود را از دست داد...!




نوشته شده توسط SorousH MetaL در یکشنبه 7 خرداد 1391 و ساعت 16:17 [+] | نظرات ()
ســروش جوانیست لاغر اندام كه به طرز احمقانه ای نسبت به اشیاء و افراد اطرافش مشكوك است ،او پس از گذراندن یك دوره لاشخور بودن می كوشد تا همچون
شخص ثالث به دنیای انسان ها باز گردد ،
او از همیشه زخمی تر است و سعی دارد با درد خود جان تازه ای به زخم قلم بدهد
او در دنیای كوچك خود آرام با غصه هایش تنها میرود . فانوسی خاموش همراه شبهای اوست ، فانوس هم آرام و یواش
مثـل او جــان میدهد.
 ســروش نمی داند كه آیا بی گناه است یا گناهكار .با این همه دلش می خواهد زندگی كند .
 

 

قالب های میهن بلاگ
کسب درآمد آسون از اینترنت (-)
***~هفت گنج~*** (-)
شارژ مستقیم (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
ساعت دیواری طرح پانـــا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
گیرنده دیجیتال تلویزیون (کامپیوتر و لپ تاپ) DVB-T (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
آپلود رایگان عکس و فایل (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
پکیج اورجینال نرم افزار آموزش زبان انگلیسی رزتا (-)
ساعت زنانه طرح قلب slimsatr (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
شاد ترین گروه دختر و پسرای ایرانی (-)
ادکلن زنانه Milion (-)
مجموعه جدید نرم افزار و بازی اندروید 2013 (-)
چیز دانلود | بزرگترین مرجع دانلود فارسی زبانان (-)
جامعه مجازی گپر (-)
ایرنا شاپینگ (-)
پروژه های دانشجویی Tinoj.Com (-)
$سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت$ (-)
خرید شارژ (-)
$سایت تخصصی کسب درآمد از اینترنت$ (-)
خرید پستی (-)
آگهی رایگان | تبلیغات اینترنتی (-)
سایتی پر از شکلک برای وبلاگ شما (-)
پول درآوردن واقعی (-)
آرشیو لینكدونی

  Emperor Lucifer, Master and Prince of Rebellious Spirits, fallen from grace...Oh, prideful Morningstar, thou who defy the rising of the light... to thee I swear obedience.Father of sin, my life is thine.

  ســـروش متـــال

  نفرین بر آنانکه که مطلبی از این سرزمین تاریک بی هیچ نشانی در قلمروی خویش آورند 

 

 

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by Soroush Metal
 

SorousH MetaL

I'M DeaD
 


خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز کنم و همه این تودهء نرم خاکستری پیچ پیچ کله خود را درآورده و بیندازم جلو سگ!

(صادق هدایت)